گفت وگوی مجازی در باب دستورجلسه هفتگی با همسفر خانم صدیقه
دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 03:42 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه | ( نظرات )

هیچ کسی مجبور نیست تا ابد در جهنم باقی بماند، اگر کسی در عمیق‌ترین نقطه جهنم قرار داشته باشد؛ اگر بخواهد، اختیار کامل دارد و می‌تواند صفت‌های زشت خود را تغییر بدهد تا رحمت خداوند شامل حال او گردد و به آرامی از جهنم خارج گردد.

 

_ ضمن معرفی خودتان، مواد مصرفی و مدت تخریب مسافرتان را بگویید؟

سلام دوستان صدیقه هستم همسفر حسین با بیش از 9 سال تخریب وارد کنگره شدیم آخرین آنتی ایکس مصرفی هروئین، شیشه به روش دی اس تی و با داروی اوتی درمان شدیم مدت زمان سفر اول 14 ماه و 3 روز به طول انجامید. کمک راهنمای با درایت مسافرم آقای علیرضا و راهنمای مهربان خودم خانم نصرت و در حال حاضر مدت 7 ماه و 17 روز که آزاد و رها هستیم.

 


_ آیا تا قبل از آشنایی با مسافرتان با مواد مخدر آشنایی داشتید؟

متأسفانه بله برادر بزرگم از سنین نوجوانی درگیر مواد مخدر شد هر روز با بزرگ‌تر شدنم می‌دیدم که ذره ذره وجودش آب می‌شود و شاهد زجر کشیدن‌های مادرم بودم، بالاخره آثار مواد این قدر بر روی جسمش تأثیر گذاشت که 7 قسمت از بدنش را درگیر کرده و حدود سه سال پیش در سن 41 سالگی جانش را از دست داد. همیشه حسرت این را می خورم که ای کاش زودتر با کنگره آشنا شده بودم تا به برادرم کمک می‌کردم.

 

_چه آسیب‌هایی در کنار مسافرتان متحمل شده‌اید؟

چون می‌خواستم مصرف مسافرم را از دیگران پنهان کنم از همه اطرافیان دور شده بودم و همین باعث شد گوشه گیر بشوم و اعتماد به نفسم را از دست داده بودم. دخترم نیز با سن کمی که داشت در کنار مسافرم آسیب زیادی دیده بود چون مسافرم جلوی چشم او مصرف می‌کرد.


_خانم صدیقه عزیز با اینکه مسافر شما مصرف شیشه داشتند آیا از امنیت برخوردار بودید؟

مصرف مسافرم به حدی رسیده بود که خیلی شکاک و بدبین شده بود و گاهی حرف هایی می زد که دور از  باور بود و شنیدن حرف هایش خیلی برایم تلخ و زجرآور بود.

 

_نحوه آشنایی شما با کنگره 60 چگونه بوده است؟

مسافرم بارها به کمپ رفته بود و همیشه به یک ماه نرسیده دوباره به طرف مواد می‌رفت، خوشبختانه آخرین باری که به کمپ رفته بود از طرف فردی که قبلاً به کنگره آمده بود به کنگره معرفی شد، در همان جا کتاب 60 درجه زیر صفر و ادموند و هلیا را خوانده بود و همین روزنه‌ای شد که ما به این مکان مقدس راه پیدا کنیم.

 

_آیا از ابتدای سفر با مسافرتان همراه بودید؟

خیر، به خاطر مشکلی که داشتم حدود 7 ماه از سفر مسافرم گذشته بود که وارد کنگره شدم ابتدا ناامید بودم و فقط می‌خاستم مسافرم را راضی نگه دارم ولی همین آمدنم به کنگره باعث شد که مسافرم با خواست قوی‌تری سفرش را ادامه بدهد و روز به روز ایمانم را به کنگره بیشتر کرد.

 

_در کنگره عشق را در چیزی می‌بینید؟

عشق را در دست‌های بی‌دریغ و دلسوزانه راهنمایی که از خود گذشتگی می‌کند تا جان دیگری را نجات بدهد، در وجود هم‌سفری که بال شکسته مسافرش می‌شود تا دست در دست هم زندگی جدیدی را آغاز کنند و در نگاه فرزندی که چشم به آینده‌ای روشن در کنار پدر و مادرش دوخته و امید دارد که روزهای خوب در پیش رو است.

 

_آیا بعد از رهایی احساس خوشبختی می‌کنید؟

قطعاً بله احساسی که در حال حاضر دارم فراتر از وصف کردن با کلمات است. احساس می‌کنم زندگی مشترکمان بعد از 13 سال، تازه شروع شده و از این شروع بسیار خرسندم هر روز عاشق‌تر می‌شوم و به همسرم افتخار می‌کنم، شاید مشکلات خیلی بیشتر از قبل باشد ولی سلامت مسافرم برایم خیلی ارزشمند است.


_آیا باور داشتید که یک مصرف کننده شیشه به گونه ای درمان  شود که روزی بتواند قهرمان ملی شود؟

خیر، یادم می آید مسافرم اینقدر هروئین و شیشه می خرید که مبادا لحظه ای بدون مواد باشد ولی در حال حاضر در کمال صحت با انرژی بسیاری به کارش مشغول است و لحظه ای هم به مواد و مصرف آن فکر نمی کند، آرزوی قلبی دارم که روزی او را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.

 

_اگر صحبت و پیامی برای سفر اولی‌ها دارید بیان کنید؟

از همسفران عزیز می‌خواهم در این راه ناامید نشوند و با توکل به خدا در کنار مسافر خود بایستند، برای من درمان شیشه و هروئین مسافرم یک غول بسیار بزرگ بود و اصلاً تصورش هم نمی‌کردم روزی برسد که مسافرم 7 ماه و نیم بدون آنتی ایکس زندگی کند و خوشبختانه در کمال ناباوری این غیرممکن به ثمر رسید و از هر لحظه این رهایی لذت می‌برم.

 

_کلام آخر:

نمی‌دانم با چه کلماتی از زحمات و رهنمودهای جناب مهندس و خانواده ایشان تشکر کنم که تمام زندگی خود را وقف امثال ما قرار داده‌اند و از خداوند برای ایشان توفیق و عمر باعزت را آرزومندم، همچنین از راهنمای خودم که با صبوری آموزش‌ها را در اختیار ما قرار می‌دهند و از راهنمای مسافرم کمال تشکر را دارم که در تمام طول سفر همراه و چراغ راه مسافرم بود تا بتواند به رهایی برسد.

دست‌هایی که کمک می‌کنند از لب‌هایی که دعا می‌کنند، مقدس‌ترند.




ویراستاری و ثبت:همسفر صدیقه
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیره همسفر طهمورث پنجشنبه 26 تیر 1399 01:24 ب.ظ
صدیقه عزیز راه که درست باشه قطعا به نتیجه میرسی، خداروشکر که راه کنگره رو پیدا کردیم ، سالم و مستدام باشی،
زینب چهارشنبه 25 تیر 1399 12:13 ق.ظ
درود خانم صدیقه عزیز خیلی لذت بردم و به دلم نشست ایشالا زیر چتر کنگره همیشه سالم و شاد باشید
مهدیه همسفر محمد سه شنبه 24 تیر 1399 07:22 ب.ظ
خداقوت خانم صدیقه عزیز و دوست داشتنی فوق العاده مصاحبه تاثیر گذاری بود آرزوی بهترینها رو واست دارم عزیزم پایدار باشید.
صدیقه همسفر رضا سه شنبه 24 تیر 1399 04:48 ب.ظ
خداقوت به خانم صدیقه عزیز
سه شنبه 24 تیر 1399 02:34 ب.ظ
مصاحبه تاثیر گذاری بود من که خیلی لذت بردم مریم و صدیقه عزیز امیدوارم شاهد موفقیت های بی نظیر برایتان باشم
مریم همسفر محمد سه شنبه 24 تیر 1399 12:28 ب.ظ
خانم صدیقه ی عزیزم مصاحبتون بسیار امید بخش بود .امید وارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی عزیزم
علیرضا. د سه شنبه 24 تیر 1399 08:29 ق.ظ
مصاحبه بسیار خوب و پر انرژی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات