دلنوشته در باب دستورجلسه هفتگی ،حقیقت تلخی بنام شیشه
چهارشنبه 25 تیر 1399 ساعت 01:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه | ( نظرات )

همان طور که می‌دانیم بیماری اعتیاد از قرن‌ها پیش تا قبل از پیدایش کنگره در تمام دنیا ناشناخته باقی مانده بود و هیچ کس در هیچ جای جهان راه حل منطقی برای درمان آن پیدا نکرده بود تا اینکه صورت مسئله اعتیاد توسط بزرگ مردی به نام مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره 60 مطرح شد و زمانی که صورت مسئله اعتیاد حل شد راه درمان نیز روشن گشت.

 

یکی از انواع مواد مخدر که هم محرک است و هم مخرب؛ شیشه نام دارد که مصرف آن بیش از هر نوع ماده مخدر دیگری در مغز تخریب به وجود می‌آورد نشانه عوارض آن توهم و احساس بدبینی شدید نسبت به اطرافیان و تحت نظر داشتن آن‌ها، به همین دلیل گاهی رفتارهای خطرناکی از آن‌ها سر می‌زند و متأسفانه در برخی مواقع حتی مرتکب جنایت هم می‌شوند.

در همان اوایل آقای مهندس اعلام کردند که سونامی شدیدی بنام شیشه در راه است و با نهایت تأسف تعداد زیادی از افراد به این دام بلا گرفتار شدند زیرا گمان می‌کردند شیشه اعتیاد ندارد و باور غلطشان بر این بود که آسیب‌های ناشی از شیشه از مواد دیگر به مراتب کمتر هست ولی به وضوح مشخص شد که مصرف شیشه در مدت طولانی چه عواقب وحشتناکی به دنبال دارد.

مورد دیگر اینکه اغلب مصرف کنندگان شیشه پس از یک دوره سرخوشی و لذت کاذب دچار افسردگی، ناامیدی و دلسردی از زندگی می‌شوند و با قطع ناگهانی این اتفاق شدت بیشتری پیدا می‌کند.

در گذشته گاه‌گاهی نام شیشه را شنیده بودم و برایم سؤال بود که چگونه موادی هست و چرا اکثر جوانان به سمت آن کشیده می‌شوند تا اینکه یکی از بستگان گفت فرزندم شیشه مصرف می‌کند و دچار توهم می‌شود به حدی که کسی جرت ندارد به او چیزی بگوید پس از مدتی پایپ و خود شیشه را از نزدیک دیدم حالم دگرگون شد اما هرگز به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که روزی آن‌ها را دست فرزند خودم ببینم چراکه او در زندگی‌اش فرد موفقی بود هم در تحصیل و هم در کارش، از نظر اخلاق و رفتار هم به گونه‌ای بود که مورد احترام بود و همه بخصوص بستگان دوستش داشتند هرگز گمان نمی‌کردم روزی خود را درگیر مواد کند ولی متأسفانه این اتفاق پیش آمد و به‌طور کلی زندگی‌اش را دگرگون نمود.

آن چنان غرق در این مواد شد که موقعیت اجتماعی، خانه، وسیله نقلیه همه را در طول یک سال از دست داد. مدتی بود متوجه تغییراتی درون او شده بودم خوابش نامنظم شده بود گاهی دو سه روز نمی‌خوابید ساعت سه نیمه شب شروع می‌کرد به انجام کارهای غیرعادی، پرخاشگر و عصبی شده بود دائم با همسرش درگیر می‌شد و به او و حتی من که مادرش هم بودم بدبین شده بود که همین رفتار او باعث می‌شد گاهی کار به جاهای باریک کشیده شود تا اینکه یک شب که خواب بود وسایلش را گشتم و در کمال ناباوری پایپ و شیشه را پیدا کردم گویی دنیا روی سرم خراب شد تا صبح گریه می‌کردم و خودم را می‌زدم.

با حقیقت تلخی روبرو شده بودم شروع کردم به تحقیق در مورد این مواد وحشتناک هر چه بیشتر اطلاع به دست می‌آوردم پریشان حال تر می‌شدم. چندین بار با ملایمت با او صحبت کردم حتی به دست و پایش افتادم اما او با برخورد بسیار بدی مرا از خودش دور کرد روزهای تلخ و سختی را می‌گذراندم به تمام کلینیک‌ها سر زدم ولی بی‌نتیجه بود. پس از مدتی متوجه شدم شیشه را کنار گذاشته و هروئین مصرف می‌کند بعد از سه سال مصرف شیشه و هروئین بالاخره راضی شد برای درمان به کلینیک بیاید حدود یک سال با قرص بی دو و متادون ترک کرد ولی متأسفانه دوباره برگشت خورد.

قبل از ورود به کنگره هرگز فکر نمی‌کردم روزی مسافرم از دام این شیطان رها شود زیرا شنیده بودم که هروئین و شیشه درمان ندارد و فرد تا آخر عمر باید مصرف کننده باقی بماند تقریباً قطع امید کرده بودم و روزهای سختی را می‌گذراندم همسرش هم خسته شده بود و با داشتن فرزندی کوچک تصمیم به جدایی گرفته بود اما خداوند تا دری را به روی بنده‌اش باز نکند هرگز دری روی او نمی‌بندد در همان زمان در کمال ناباوری با کنگره ۶۰ آشنا شدیم و مسافرم سفرش را شروع کرد اوایل سفر مرتب نبود و گاه گاهی گریز می‌زد ولی به مرور مرتب شد من و همسرش هم با او سفر می‌کردیم همه ما با آموزش‌های کنگره و کشف روش دی اس تی توسط آقای مهندس نور امید در دلمان روشن شد و دوباره آرامش به زندگی‌مان برگشت.

مسافرم پس از سیزده ماه سفر بالاخره در روزی که خاطره‌اش را هرگز فراموش نمی‌کنم گل رهایی را از دستان آقای مهندس دریافت کرد من از شادی فقط گریه می‌کردم زیرا فرزندم خیلی وضعیت خوبی پیدا کرده بود رنگ چهره، راه رفتن، لباس پوشیدنش و بالاخره رفتارش تغییر فاحشی کرده بود به جرئت می‌توانم بگویم من معجزه را با چشمانم در کنگره دیدم.

به امید اینکه تلاش همه ما در جهت تکثیر و گسترش کنگره باشد و در حفظ و بقای آن کوشا باشیم.

 

شیشه و تخریب های آن

کمک راهنما نصرت همسفر علی لژیون دوم
ویراستاری و ثبت:همسفر صدیقه

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیره همسفر طهمورث پنجشنبه 26 تیر 1399 01:12 ب.ظ
خانم نصرت عزیز همیشه از مشارکن های زیبا و پر محتوا تون استفاده کردم، موفق و پایدار باشید ، سپاس از گروه وبلاگ
زینب چهارشنبه 25 تیر 1399 11:56 ب.ظ
سلام و سپاس بر این مادر فداکار و نمونه ایشالا اونهایی که امید به درمان ندارند مطلب شما رو بخونند و امید درونشان زنده بشه
همسفر عفت چهارشنبه 25 تیر 1399 07:56 ب.ظ
خانم نصرت عزیزم، کمک راهنمای گرامی امیدوارم حال خوش نصیب هر لحظه ی شما باشد. خدا قوت خانم صدیقه عزیزم احسنت
مهدیه همسفر محمد چهارشنبه 25 تیر 1399 03:57 ب.ظ
بسیار تأثیرگذار بود مطلبتان خانم نصرت عزیز پایدار و مستدام باشید
چهارشنبه 25 تیر 1399 03:40 ب.ظ
خانم نصرت برایتان همیشه آرزوی سر بلندی دارم بخاطر تلاش و همت و با صبر و شکیبایی سفر خوبی با مسافرخود داشتید واحسنت به شما مادر
دلسوز ، همسفر مهربان خدا قوت پایدار باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات