از بال شکسته تا پرواز
دوشنبه 3 دی 1397 ساعت 11:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )

قلم را به دست می‌گیرم قرار است بنویسم، اما نمی‌دانم از کجا آغاز کنم؟
معمولاً دل نوشته‌ها حکم هر چه می‌خواهد دل‌تنگت بگوید را دارند اما اگر قرار به نوشتن همه و هر چه باشد به دل نمی‌نشیند. از تلخی‌ها گفتن آن هم این روزهای زیبا در این هفته‌ی  همسفر به دلم نیست در همین حد کفایت می‌کند اگر بنویسم روزگاری سخت بر من گذشت، سال‌هایی از جنس ترس و نگرانی، روزهایی که همه ما همسفران با روح و جان لمسش کرده‌ایم.


این روزهای سخت سه سال پیش به اوج رسیده بود و مسافر من دو مرتبه پیش چشمانم مرگ را به چشمانش دید و من هر بارش جانم به لب شد، به دور از خانواده غربت نشین بودم و همه چیزم خلاصه می‌شد در دخترم و تکیه‌گاهم مردی که به مرز از هم فروپاشی رسیده بود، آن روزها گویی کارد به استخوانم رسیده بود نمی‌دانم امید بود یا ناامیدی، هر چه بود همه‌ی آن شب‌های تا صبح بیداریم درد و گریه‌هایم را پیش خدا می‌بردم، راه می‌خواستم راهی جز آن راهی که روان‌پزشک‌ها و کلینیک‌ها می‌گفتند، راهی که یافتمش یعنی خدایم اذن داد و بر من نمایان شد.

کنگره را شبی به طور اتفاقی از زبان ادمین یک  کانال مذهبی یافتم.
اردیبهشت ماه بود که اولین قدم را به کنگره گذاشتم، اردیبهشت ماه بود که مجذوب  آدم‌های آن شعبه کوچک شدم، اردیبهشت ماه بود که عاشق هم لژیونی‌هایم شدم، اردیبهشت ماه بود که مسافرم درمان شد، اردیبهشت ماه بود که فهمیدم غربت نشین نیستم  خانواده خونیم گر چه از من دورند اما خانواده بزرگی دارم که بی‌نهایت دوست می‌دارمشان.

آری اکنون  دو سال و هفت ماه است همسفرم می‌نامند و بال‌های شکسته‌ام پرواز را آموخته‌اند؛ دو سال و هفت ماه است که  صبر و  مهر و محبت و دانایی و عشق و زندگی را به معنای واقعی‌اش می‌آموزم.

این روزها حال و هوایم خوب است هشت سال تخریب را می‌دانم زمان زیادی می‌خواهد برای ترمیم؛ اما روزهای شادی که دارم و تغییرات خودم و مسافرم امیدوارم می‌کند برای ادامه راه و جلو رفتن دوباره.

این روزها دلم گرم است، گرم بنیانی  که لیاقت نداشتم از نزدیک ببینمش اما  زندگی‌ام را از دمای 60 درجه زیر صفر به هوای مطبوع فصل بهارنارنج‌ها بدل کرده.

این روزها دلم گرم راهنمایم، استادم و سندهای بدون نقص شعبه بوشهر است.

این روزها جشن است، جشن همسفر این جشن مبارک همه ما بال‌های پرواز همه ما پرنده‌های بال شکسته عاشق که حتماً به اوج قله خواهیم رسید. من یقین دارم همه بال‌های زخمی و شکسته به کمک آموزش‌ها ترمیم می‌شوند و ما با قدرت  پرواز می‌کنیم تا فراسوی آسمان‌ها.

هفته همسفر مبارک

هفته همسفر
نگارش آمنه همسفر جواد
ویراستار و ثبت همسفر سپیده
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه همسفر حسین شنبه 8 دی 1397 05:37 ب.ظ
عالی بود آمنه عزیز امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی
فاطمه همسفر ناصر چهارشنبه 5 دی 1397 09:56 ق.ظ
درود خانم آمنه عزیز،دلنوشته ات عالی،دلنشین و تاثیرگذار بود. حرف دل ما همسفران بود. خدا را شاکرم که همسفرم.خداوند را سپاسگزارم که جشن و شادی این هفته را حس می کنم. هفته همسفر مبارک.
خداقوت خانم سپیده جان
همسفر سپیده پاسخ داد:
ممنونم
اعظم لژیون شماره ۳ سه شنبه 4 دی 1397 09:30 ب.ظ
خدا را هزاران بار شکر بسیار زیبا وعالی نوشته

ایدخانم آمنه عزیز وخدا قوت به راهنمای عزیزم

خانم سپیده
همسفر سپیده پاسخ داد:
ممنونم عزیزم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic