معجزه ی کنگره
پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت 02:02 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مهدیه | ( نظرات )
قبل از ورودم به کنگره درمان فرزندم را محال و غیرممکن می دانستم. پسرم با حال خرابی از نظر روحی و جسمی با ظاهری بد وارد کنگره شد اوایل سفرش با خود می گفتم از عهده آن بر نمی آید ولی خوشبختانه با خواست خداوند و پشتکاری که از خود نشان داد با کمک های بی دریغ جناب مهندس و کمک راهنمای خوبش بعد از 11 ماه و 8 روز به درمان رسید و این چیزی بود که حتی در ذهنم نمی گنجید.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


واژه ی زیبای همسفر ؛دلنوشته
یکشنبه 22 دی 1398 ساعت 09:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه | ( نظرات )

این قدر سرشار از شور و شوق زندگی بودم  که در تصورم هم نمی‌گنجید که با یک فرد مصرف کننده ازدواج کرده‌ام ولیکن همه چیز به سرعت برق و باد گذشت و حقیقت این موضوع هر روز بیش از پیش برایم آشکار می‌شد اوایل باورش خیلی برایم سخت بود در یک لحظه دنیا روی سرم خراب شد. با خودم می‌گفتم: خدایا مگر من چه گناهی کرده بودم که چنین بلایی را بر من نازل کردی؟

                                  
 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته؛ روزهای خوب خواهند آمد
شنبه 21 دی 1398 ساعت 08:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بتول | ( نظرات )

قیل از هر چیزی هفته همسفر را به همه‌ی عزیزان همسفر تبریک می‌گویم و بهترین‌ها را برایشان آرزومندم همسفر مانند بال پرواز است؛ همسفر هم در سفر رهایی و هم در سفر زندگی بال پرواز مسافر است، اوایل که متوجه اعتیاد مسافرم شدم بایستی اعتراف کنم که همه امیدم تبدیل به ناامیدی شد همه خوشحالی و دل‌خوشی‌هایم یک‌مرتبه پرکشید خوشبختی‌ام دود شد و رفت هوا؛ گوشه‌گیر، ناراحت و ناامید شدم در تنهایی‌ام فقط و فقط گریه همدمم بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


حس خوب خدمت در وبلاگ
چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت 08:09 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه | ( نظرات )

حس مانند بوی گل قابل وصف نیست و این یک واقعیت اجتناب ناپذیر است چرا که من اکنون از ابراز احساسم به‌عنوان عضو کوچکی از خدمتگزاران وبلاگ ناتوانم. با اینکه خدمت‌های متعددی را تجربه کرده‌ام اما این خدمت حال و هوای دیگری را در من به وجود آورده چرا که مرا به این باور زیبا رساند که وعده‌ی خداوند دروغ نیست.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


افتخار خدمت در وبلاگ
شنبه 14 دی 1398 ساعت 03:31 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه | ( نظرات )

در ابتدای ورودم به کنگره با عشق و علاقه وصف ناپذیری در قسمت وبلاگ مشغول به خدمت شدم و به همین منظور یک لپ تاپ خریدم از قبل، آشنایی با وبلاگ نویسی داشتم و یک وبلاگ شخصی نیز داشتم؛ وبلاگ های دیگر را دنبال می‌کردم و در مورد مطالب نظر می‌دادم ولی خدمت در کنگره حال و هوای دیگری داشت، با هیجان زیادی مطالب را ثبت می‌کردم و کار مصاحبه را انجام می‌دادم.
                                                  



ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


حس و حال خوب
شنبه 23 آذر 1398 ساعت 12:07 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
قبل از اینکه وارد کنگره بشوم حال من اصلاً خوب نبود چون پدرم مصرف‌کننده بود و در خانه جلوی من مصرف می‌کرد؛ پدرم وقتی مرا به پارک یا کنار دریا می‌برد توی ماشین مصرف می‌کرد،همیشه در مدرسه ناراحت و غمگین بودم و به پدرم فکر می‌کردم.

تا اینکه پدرم کنگره 60 را پیدا کرد و به کنگره آمد حدود 8 ماه بود که من نمی‌دانستم پدرم به کنگره می‌رود و بعد فهمیدم که کنگره کجاست، وقتی من و مادرم به کنگره آمدیم متوجه شدم که پدرم یک بیمار است و ما باید به او کمک کنیم تا حالش خوب شود.

در کنگره خیلی حس و حال خوبی دارم و با عشق پیام حفظ می‌کنم و کتاب 60 درجه زیر صفر می‌نویسم.
 
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


رقم خوردن زندگی با ورودم به کنگره
چهارشنبه 17 مهر 1398 ساعت 01:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر راحله | ( نظرات )

اعتیاد یک بلای خانمان سوز است‌؛ این جمله را بارها در جامعه که سخنی از مواد مخدر و اعتیاد در میان است شنیده‌ایم و این تصور در اکثر مردم جامعه وجود دارد که اعتیاد درمان ندارد.

 اعتیاد نه تنها سلامت جسم و روان فرد را تهدید می‌کند بلکه سلامت افراد خانواده را نیز به خطر می‌اندازد و شعله‌های این آتش ویرانگر فراتر از آن است که تصور می‌کنیم، اعتیاد در کلام مانند همه کلمات دیگر است ولی در معنی و مفهوم دنیایی از غم، اندوه، حسرت، جدایی، قهر و کینه، خیانت، دروغ، بدبینی را به همراه دارد.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


تبدیل اشک های مادری با ورود به کنگره60
جمعه 12 مهر 1398 ساعت 06:44 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر راحله | ( نظرات )

مادری دل خسته و اندوهگین هستم که ۹ سال از زندگی‌ام با غم و غصه و اندوه سپری شد، روزها و شب‌ها شاهد سیاهی لب فرزندم و گود شدن چشمانش به همراه اشک‌هایش بودم لیکن هیچ زمانی توان پذیرفتن اعتیاد فرزندم را نداشتم، نمی‌توانستم باور کنم فرزندم مصرف‌کننده مواد مخدر شده است.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


کنگره مهد آموختن
چهارشنبه 27 شهریور 1398 ساعت 11:27 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )

بعد از چند روز دیشب توانستم نزد مادرم بروم در کنارش نشسته بودم او مرا به خاطرات کودکی‌ام برد آن‌قدر زیبا برایم می‌گفت که من محو نگاهش بودم و به هیچ چیز دیگر نگاه نمی‌کردم که مبادا لحظه‌ای غافل شوم و کلامی را نشنوم .از گذشته می‌گفت که در یک محله کوچک و بدون امکانات زندگی می‌کردیم آن زمان خیلی کوچک بودم و درک بسیاری از مسائل را نداشتم همیشه صبح که از خواب بیدار می‌شدم تمام کارهای خانه انجام شده بود با خود می‌گفتم چطور مادرم بدون هیچ توقعی از بقیه اعضای خانواده بی‌آنکه احساس خستگی کند همه کارها را انجام می‌دهد‌ و اسم این ایثار و گذشت را جز عشق و محبت واقعی چه چیز می‌توان گذاشت!

همان‌طور که مادرم از گذشته تعریف می‌کرد اشک‌هایم بدون اختیار جاری می‌شدند دست پر مهر و محبتش را محکم گرفته بودم و می‌بوسیدم گویی تمام دنیا در دستانم بود آرامش را با تمام وجودم احساس می‌کردم حال که مادر شدن را تجربه کرده‌ام می‌توانم ذره‌ای از احساس مادرانه را درک کنم.

مادرم از روابط نزدیک بین همسایه‌ها می‌گفت اگر مشکلی برای یکی پیش می‌آمد همه دست‌به‌دست یکدیگر می‌دادند تا مشکل او را حل کنند و در غم و شادی یکدیگر شریک بودند و این چیزی جز عشق و محبت نبود.

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، دستور جلسات هفتگی،


دلنوشته؛ روزنه‌ای از نور
دوشنبه 18 شهریور 1398 ساعت 09:04 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بتول | ( نظرات )

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که در زندگی‌ام مزه آرامش و خیال راحت را تجربه کنم با مشکلاتی که در زندگی برای همه هست و هر کس به نظر خودش تمام ناراحتی‌های دنیا مال اوست اما پس از آشنا شدن با کنگره ۶۰ روزنه‌ای از نور و روشنایی را دیدم، زمانی که مسافرم مصرف‌کننده بود به معنای واقعی که حتماً تمام مادرانی که فرزندشان مصرف‌کننده هست درک می‌کنند که چه می‌گویم، آرامش و راحتی خیال نداشتم خودم را در خانه زندانی نکردم ولی هر جا که می‌رفتم مهمانی، عروسی، عزا، همه‌جا ناخودآگاه چشمم به دنبال فرزندم بود که ببینم کجاست رفته یا هنوز توی مهمانی هست، از حالتش و نگاه بی‌فروغش زجر می‌کشیدم، از ساکت بودن و بی جنب‌وجوش بودنش که مثل بقیه جوان‌ها نیست اذیت می‌شدم.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


رنگی دیدن زندگی
شنبه 26 مرداد 1398 ساعت 05:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )

من هم همچو دختران جوان با هزاران آرزوهای قشنگ ازدواج کردم اما بعد از شش ماه متوجه شدم که همسرم یک مصرف‌کننده هست البته با آموزش‌هایی که از کنگره آموخته‌ام یاد گرفته‌ام که بگویم  مصرف‌کننده، وگرنه آن زمان به جز نام ننگ معتاد چیزی بلد نبودم؛ رنج‌های زیادی کشیدم شاید تمام کسانی که با یک مصرف‌کننده زندگی می‌کنند می‌دانند چه می‌گویم و می‌توانند حال‌وروز روزهای سخت مرا درک کنند.

 
بارها همسرم تصمیم گرفت که ترک کند و متأسفانه موفق نشد و هر بار برگشت می‌خورد زیرا راه درست را پیدا نکرده بود و فقط برای مدت کوتاهی جسمش از مواد پاک می‌شد ولی ذهن و جهان‌بینی‌اش تغییری نمی‌کرد.
در زمان ترک‌های همسرم ترس و نگرانی را در چهره و چشم‌های فرزندانم می‌دیدم. مطمئناً در چنین محیطی بچه‌های سالمی پرورش پیدا نمی‌کنند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دل نوشته؛ مهم‌ترین درس زندگی
یکشنبه 20 مرداد 1398 ساعت 10:49 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بتول | ( نظرات )

امید و احساس امیدواری زیباترین حسی است که می‌تواند در انسان به وجود آید، امیدواری یعنی باور به روشنایی پس از تاریکی، هر انسانی ممکن است در زندگی خود راه‌های سختی را پیموده باشد ولی مهم امیدواری و بدترین چیز ناامیدی است، ممکن است ما دچار سختی‌ها و ناگواری‌های بسیاری شویم و در این لحظات، امیدواری بهترین عاملی است که به ما کمک می‌کند تا قسمت مثبت زندگی را ببینیم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دل نوشته؛ کنگره قطعه‌ای از بهشت است
چهارشنبه 16 مرداد 1398 ساعت 06:45 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بتول | ( نظرات )

با تعطیلات تابستانی کنگره همراه شدیم و طبق قوانین می‌بایست یک هفته از فضای بامحبت و دوست‌داشتنی کنگره دور بود تا تجدید قوا نماییم ولی دور و نزدیک بودن در الفاظ و کلمات است زیرا آن‌چنان درونم آمیخته به او و دوستانم شده که دلم می‌خواهد فقط از آن حس‌های خوبی که مخصوصاً این روزهای اخیر تجربه نمودم را بازگویم. شیرین‌ترین و بهترین لحظات زندگی که در ذهنم حک‌شده، لحظاتی که در آن رشد کردم همراه با ناب‌ترین تجربه‌ها و درس‌ها بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دل نوشته ای از جنس عشق
چهارشنبه 16 مرداد 1398 ساعت 05:03 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر راحله | ( نظرات )
اکنون‌که این دل نوشته را می‌نویسم چند ماهی می‌شود که وارد کنگره شده‌ام و تصمیم گرفتم با نوشتن، چند کلامی احساس درونم را بیان کنم امید به آنکه این دل نوشته دلگرمی و نور امیدی برای همسر و یا مادری باشد ....

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دل نوشته؛ شوق دیدار
سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت 08:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بتول | ( نظرات )

وقتی وارد کنگره می‌شوی اولین تصویری که برای خود تصویرسازی می‌کنی زمان گرفتن گل رهایی از دست مهندس است همیشه در طول سفرم تصویر خود را که به دیدار مهندس رفته‌ام را تصویرسازی می‌کردم بااینکه سفر طولانی شد و شرایط برخلاف تصورات من بود اما من ذره‌ای ناامید نشدم و ایمان داشتم که اگر من بخواهم می‌شود و به تصورات خود که انرژی زیادی از آن‌ها می‌گرفتم به راه خود ادامه دادم تا بعد از مدت سه سال مسافرم برای رهایی می‌رفت اما من به دلیل شرایطم نمی‌توانستم او را در این سفر یاری کنم. دروغ چرا قدری ناراحت شدم اما خیلی زود به خود آمدم و با آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم فهمیدم که حتماً حکمت یا خیری در آن نهفته است و من باز ناامید نشدم و به خود گفتم به قطع من روزی جناب مهندس را زیارت می‌کنم و آن روز بهترین روز من خواهد بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic